با گذشت بيش از يک دهه از طرح مباحث مديريت پروژه و ساخت در كشور، اين موضوع از دو جايگاه و منظر مورد توجه قرار گرفته است. از منظر كلان دولتي، سازمان مديريت و برنامه ريزي بعنوان متولي اصلي راهبري طرحهاي عمراني در اولين گامهاي خود، بازنگري در نظام فني- اجرايي و به رسميت شناسي واحدهاي خدمات مديريت طرح (پروژه) را مورد توجه قرار داد. بنگاهها و موسسات ذينقش در اجراي پروژهها اعم از دستگاههاي اجرايي، واحدهاي خدمات مديريت طرح، مشاوره و يا پيمانكاري نيز، غالبا" پرداختن به موضوع را در بكارگيري فنون، روشها و نرمافزارهاي برنامه ريزي و كنترل پروژه بعنوان نمادي عيني و ملموس از مديريت پروژه قلمداد نمودند.
تجربه نشان داد كه نظامات و ابزارهاي فوق به تنهايي كفايت لازم را در تحقق اهداف راهبردي سازمانها و موسسات ذينفع ندارد. لذا غالبا" شاهديم كه پروژههاي سرمايهگذاري در صنعت ساخت و ساز كشور به درستي انتخاب نميشوند؛ از تأمين منابع مالي لازم و بموقع و سازماندهي راهبردي مناسب بيبهره ميمانند؛ در برنامهريزي و طراحي سمت و سويي غير از پاسخگويي به اهداف و نيازها را در پي ميگيرند؛ در نتيجه فقدان مديريت اجرايي كارآمد، پس از تطويل و صرف منابع بيش از حد، در زماني كه به اتمام ميرسند مطلوبيت خود را از دست رفته مييابند. اين تاوان سنگين، در بهرهبرداري و در حالي كه كار از كار گذشته است نمايان ميشود.
مديريت استراتژيك پروژهها، ضمن وقوف بر اهميت اين امر حياتي كه ثمر بخشي پروژه، بويژه در محيطهاي پيچيده و متغير امروزي، وابستگي تنگاتنگي با ميزان و تأثير نتايج آن در تأمين اهداف راهبردي سازمان دارد، سعي مينمايد، مفاهيم و وظايف برنامهريزي ، سازماندهي و كنترل پروژه را در سطوح عاليتر و كليتر از اقتضائات عملياتي مورد توجه قرار داده تا از پايداري و ماندگاري منافع راهبردي پروژه مستمرا" اطمينان حاصل نمايد . ديدگاه مزبور با آموزه وحياني "و ما ينفع الناس يمكث في الارض" نيز در تناسب است.
توجه به تصوير كلي در عين پرداختن به جزئيات و اطمينان از ارتباط ارگانيگ بين آنها از ضروريات كليدي در موفقيت پروژهها و مديريت استراتژيك آنهاست. اميدواريم اولين" كنفرانس بين المللي مديريت استراتژيك پروژهها"بتواند قدمي در ايجاد اين ديدگاه و طرح موضوعات و مباحث مرتبط و چگونگي ملاحظه آن بردارد. |